تبلیغات
زندگی در جوانی - خاطره ای تاثیرگذار از شهید باکری

زندگی در جوانی
 
خودبزرگ بینی افت پیشرفت انسان است.

وقتی آقا مهدی، شهردار ارومیه بود، یک شب
باران شدید بارید. به طوری که سیل جاری شد. ایشان همان شب ترتیب اعزام 
گروه امداد را به منطقه سیل زده داد و خودش هم با آخرین گروه عازم منطقه 
شد. پا به پای دیگران در میان گل و لای کوچه که تا زیر زانو می رسید، به 
کمک مردم سیل زده شتافت. در این بین، آقا مهدی متوجه پیرزنی شد که با شیون و
فریاد، از مردم کمک می خواست. تمام اسباب و اثاثیه‌ی پیرزن  را در داخل 
زیر زمین خانه آب گرفته بود. آقا مهدی، بی درنگ به داخل زیر زمین رفت و 
مشغول کمک به او شد. کم کم کارها رو به راه شد. پیرزن به مهدی که مرتب در 
حال فعالیت بود نزدیک شد و گفت: خدا عوضت بدهد مادر! خیر ببینی.نمی دانم 
این شهردار فلان فلان شده کجاست تا شما را ببیند و یک کم از غیرت و شرف شما
یاد بگیرید؟»
آقا مهدی خنده ای کرد و گفت : راست می گویی مادر! ای کاش یاد می گرفت.
شادی روحش صلوات





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 آذر 1392 توسط فطرس

عاشق الشهدا

˙·٠●❤جــــوان عــــاشـق❤●٠·˙

تمامی حقوق مطالب برای زندگی در جوانی محفوظ می باشد