تبلیغات
زندگی در جوانی - قربون صدقه ی مادرش می رفت

زندگی در جوانی
 
خودبزرگ بینی افت پیشرفت انسان است.
برادرم زبان گرمی داشت.
خصوصا مواقعی که با مادرم صحبت می کرد.
همه هدفش این بود که دل مادرم را شاد کند.
از راه که می رسید می گفت
(مادر جان! الهی قربونت
برایت بمیرم مامان جان!
چه کار داری بگو برایت انجام بدهم.
نوکرت اینجا حاضره
مخلص هرچی مادر خوبه!

(شهید ولی الله چراغچی)

زندگی در جوانی




نوشته شده در تاریخ شنبه 14 اردیبهشت 1392 توسط فطرس

عاشق الشهدا

˙·٠●❤جــــوان عــــاشـق❤●٠·˙

تمامی حقوق مطالب برای زندگی در جوانی محفوظ می باشد